نجوای شبانه

شهید مهرداد عزیز اللهی
نویسنده : حسین نوروزپور - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
 

.

.

بعد از نماز صبح ، احساس دلتنگی عجیبی سینه ام را سنگین کرد ، سر به سجده گذاشتم و نا خود آگاه ، چهره آسمانی  با آن خال دلربایش خاطرم را نوازش کرد ، بغض دلتنگی سینه ام را شکافت و شروع به باریدن کرد ، می خواستم در آغوش اش بگیرم و عمیق استشمام اش کنم.

چه شد که پس از ماهها این دل نالایق را یاد کردی، عزیز دلم !

فدای آن کلام امام گونه ات ! با دلت چه کرده است که خود را فراموش کرده و جاری در روح الله شده ای !

باید هم اینگونه باشد ! از همچو تویی هیچ بعید نیست ! تویی که مهدی فاطمه (عج) ، عین الله الناظره را، ناظر بر خود یافته ای و آن گونه خالص و ناب سلامش  می دهی ! باید هم اینگونه باشد ...

آخر چه گویم وقتی آن بصیرتت شگفت زده ام می کند . مادر بزرگوارت می گوید : " در راه پیمایی ها بسیار شرکت می کرد وقتی مجسمه شاه را از میدان انقلاب پایین کشیدند از آنجا تا چهارراه تختی سر شاه را غلطانده بود. مهرداد متولد سال 1345 است. در اوایل انقلاب ده / دوازده سال داشت به ما گفت به چه کسی رای می دهید؟ گفتیم بنی صدر! گفت چقدر اشتباه می کنید روزی خواهد آمد که بنی صدر آرایش کرده و با چادر از مرز بیرون می رود. خدا شاهد است انگار همین دیروز بود این جمله را گفت. همیشه با بنی صدر مخالف بود و با آن سن کم بصیرت زیادی داشت و ذهنش اندازه یک «سردار» باز بود."

چقدر زیبا سخن می گویی ، دلنشین است .

 چقدر امروز، جوانانمان به دنبال کتب اخلاقی و عرفانی و استاد و راهنما می گردند ، تا شاید سکینه ی روحشان را بیابند اما سر از ناکجا آباد در می آورند. وای اگر می دانستند که چقدر زیبا سخن می گویی ،ساده و بی تکلف، عاشقانه و دلنشین ، عارفانه و پرشور، که خود طریق هدایت است  و کمال آرامش.

مادر بزرگوارت می گوید : " آمدند گفتند مهرداد می خواهد به جبهه برود، من گفتم سنش کم است کاری از او بر نمی آید بعد فهمیدم او آموزش رزم شبانه هم دیده است! گفتم مسئله ای نیست و به جبهه رفت. "

پدرگرامیت ادامه می دهد: " به او می گفتیم آنجا باید مراقب باشی و هر خدمتی می توانی انجام دهی و بارها خودم او را می رساندم! بار آخر به او گفتم دیگر نمی خواهد بروی. مسعود شهید شده است، محمد هم در جبهه است تو بمان، او به من گفت پدر اگر می دانستی عراقی ها چه بلایی به سر هم وطن های ما می آورند، این را نمی گفتی. من باید حتما بروم...»

و رفتی و جاودانه شدی .

شهید مهرداد عزیز اللهی  در سال1364 ، درعملیات کربلای 4 در جزیره ی ام الرصاص در حال غواصی به شهادت رسید ...

و جاودانه شد.

 

" فیلمهای مصاحبه با شهید مهرداد عزیز اللهی "

 

                                                        1                                          2

 

DOWNLOAD                    DOWNLOAD